تبليغاتX
دریادل دریادل بمان
دریادل دریادل بمان

فاصله ها هیچ گاه حریف خاطره ها نمی شوند


حرفهای افشین جون

بچه ها سلام

 

خوبید که؟ قربون شما منم خوبم سلام دارم خدمتتون

 

یه متن  راجع به افشین  از خانواده سبزدزدیدم براتون میذارم

 

زمانی که در ورزشگاه المپیک لیون در فرانسه حمید استیلی که در حال حاظر همکارم

 

است به آمریکا گل زد لحظه ی بسیار با شکوهی را خلق کرد بسیار جالب بود من داخل

 

استادیوم بودم یک طرف کشورم ایران وطرف دیگر تیمی که برایش کار میکردم

 

یعنی آمریکا

 

وقتی حمید گل زد قلبم شادشد و مغزم به هم ریخت

 

قلبم برای کشورم ومغزم برای کارم!

 

اصلا باور کردنی نبود لحظه ای که حمید گل زد نمیتوانستم از جایم بلند شوم وخوشحالی کنم

 

او مهم ترین گل زندگی اش رازد ومرا وارد یک دنیای عجیب کرد!!!!!

 

اینم یه عکس از افشین جون و این پسر آدم یعنی همون شیث

 

(اینو گذاشتم تا چشم اونا که میگن افشین وشیث با هم بدن در آد)

 

 

اینم یه عکس از هلی که هیچ ربطی به افشین وشیث نداره

 

 

 

 اینم عکس عروسی علی دایی...... اینو داشته باشید تابعدیها بیان

چون میدونستم علی دایی رو خیلی دوست دارین از اون شروع کردم

 

 

 

 

شب وروزتون قشنگ

خداحافظ همین حالا

 

در ضمن

 

قرمزته

اسیدی

 

سه شنبه 29 آبان1386  توسط فرشته  |

 

پرسپولیس

بچه ها سلام ......احوالات؟

برد پرسپولیس رو به همه ی دوستای گل پرسپولیسیم میتبریکم خیلی حال داد تو دقیقه ۹۵ گل زدن خیلی هنر میخوادااااااااااااا

بردیم دیگه مثل اون دفعه سخت گل زدیم ولی زدیم

این علی دایی هم که بعد هر بازی برای خودش زرت وپرت میکنه همش با اون زبونش بیچاره کسی هم زبونشو نمیفهمه بیشتر حرص میخوره خودش احتیاج به یه چلنگر داره هر چند که فکر نکنم چلنگر هم زبونشو بفهمه

شیطونه میگه تو پست بعدیم عکسای عروسیشو بذارما

حالا باید راجع بهش فکر کنم اگه میخواین بگید بذارم

فعلا این محسن آقای گل رو ببینید

نیس تو ورزشگاه بودم شعارها یادم مونده (البته تو توهمات فانتزیم)

 

این بچه ی عباس آقایی فکرکنم البته ممکنه بچه نصرتی هم باشه در هر صورت مهم اینه که بچه ی افشین نیست افشین خودش دوتا دختر گیس بریده داره یکیش ۱۶سالشه یکیش هم ۱۸

 

اینم که علی دایی و افشین جون مستر حمید

 

یکشنبه 27 آبان1386  توسط فرشته  |

 

نمایشگاه مطبوعات

 

 

بچه ها سلام

 

چند روز پیش بابروبچ تصمیم گرفتیم به نمایشگاه مطبوعات افتخار بدیم بریم بهش یه سر

 

بزنیم خلاصه راه افتادیم رفتیم از 11 صبح که رسیدیم تا ساعت 2:30 که برگشتیم همش

 

تو غرفه ها ی ورزشی بودیم حالا دروغ نگم سر راهمون برای اینکه بریم به غرفه ورزشی

 

مجبور شدیم از تو غرفه های مجله خانودگی هم رد شیم سر راهمون یه نیم نگاهی هم به

 

اونا انداختیم ولی بقیشو کاملا تو غرفه ورزشی بودیم

 

جاتون خالی خیلی خوش گذشت سه چهار  تا مهمون هم داشتن که چون فقط دوتا شون

 

پرسپولیسی بودن من از همون دو تا عکس انداختم یکیشون بهادر عبدی بود یکیشون

 

هم قباخلو بود از اون تیم درپیت هم میثم منیعی اومده بود (آدمم انقدر هیز ) یکی

 

از این داداشای فاطمی هم اومده بود (همونا که تو قهرمان قهرمانان بودن)ولی خب

 

نیس من زیاد با تیریپشون حال نکردم ازشون عکس ننداختم .

 

یه سر هم به غرفه ی اتفاق نو که تو همون غرفه ی ورزشی بود زدیم و چندتا پوستر

 

پرسپولیس خریدیم واومدیم خونه

 

اینم عکساش:

 

 

 

 

 

 

این بهادر عبدیه چقدر بهش خندیدیم

 

 

 

 

اینم از غرفه اتفاق نو

 

 

 

 

 

سپاهان هم که باخت..... به ما چه

 

چهارشنبه 23 آبان1386  توسط فرشته  |

 

 

بچه ها سلام

 

عرضم به حضورتون انگار از شیث یه ذره تعریف کردم تو زرد از آب در

 

اومد آخه تو بازی باشیرین فراز اصلا خوب نبود

 

انگار تو این هفته همه مساوی میشن پرسپولیس مساوی شد سپاهان

 

مساوی شد البته من از این سپاهان اصلا خوشم نمیاداااااا ولی خب

 

دوست داشتم دیروز ژاپن رو میبرد بالاخره ارق ملیو این حرفااااست دیگه

 

این فکری هم نمرد و آدم شد وسط بازی همچین می اومد گوشه ی

 

زمین دستور می داد هرکی نمیشناختش فکر میکرد فیلیکس ماگاته

 

 واه واه.......................

 

 

این بچه جواد کاظمیان هم که دوباره مصدوم شد ومیخواد بیاد تهران

 

چشمش میکنن انقدر قشنگ بازی میکنه

 

 

 

 

 

 

اینم یه شعر زیبا از قیصر امین پور

 

گذشتن از جهل

 

رسیدن وکمال

 

چه فکر کال وکودکانه ای

 

زهی خیال خام

 

تمام

 

 

 

 

اینم یه شعر از ابی که من خیلی دوستش دارم (شعر رو میگم)

 

 

توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست

 

میدونی تو قلب من نقطه تزویری نیست

 

گریه ی شبونه رو جز تو که تسکینی نیست

 

مثل این شکسته دل هییچ دل غمگینی نیست

 

تو چه دیدی که بریدی تو زهم پاشیدی

 

تو چه بیهوده زمن رنجیدی

 

به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی

 

غم عالم به دلم کوبوندی

 

به تو نفرین دل عاشق دال زار

 

تو منو غرق خجالت کردی

 

من آزاده ی مغرورو ببین

 

تو چطور بنده ی عادت کردی

 

 

 

پنجشنبه 17 آبان1386  توسط فرشته  |

 

 

بچه ها سلام

 

حال شما خوبه در سلامتیه کامل به سر میبرید؟ هو!!!!!!!!!!

 

والا داشتم رو برو بچ پرسپولیس تحقیق میکددم دیدم

 

          این بچه شیث  چقدر مورد بی مهری من قرار گرفته خیلی

 

کم راجع بهش صحبت کردم

 

بچه خوبیه هاااااا !!!!!!!!!!

 

فقط نمیدونم چی کار کرده انقدر افشین براش قاطی

 

کرده افشینم که منظبط گیر داده ولش نمیکنه

 

 

آره خلاصه که این بچه شیث رو هم جریمه ی نقدی کردن هم

 

بعد این همه بازی بازهم 2 جلسه محرومش کردن ولی اینجارو تو این عکسه خوشتیپه

 

هااااااااااااا از وقتی موهاشو کوتاه کرده خوشتیپ ترم شده

 

 

 

..................................................

 

راستی میدونستین شیث یعنی چی؟

 

هلیا که میخواست به دنیا بیاد ما رفتیم یه کتاب اسم خریدیم

 

شیث یعنی پسر آدم

 

دارید این بچه شیث چقدر آدمه حتی از اسمش هم معلومه

 

حالا مادر پدرش چه انگیزه ای داشتن این اسم رو براش گذاشتن

 

الله و اعلم

.................................................

بچه ها پارمیدا میگفت افشین از خانواده ی سلطنتیه یعنی یه

 

جورایی با شاه وفر ح اینا نسبت داره باباش انگار پسر عمه ی

 

فرح بوده البته فکر کنم،چون دقیق یادم نیست ( لطفابرای

 

اطلاعات بیشتر با وبلاگ پارمیدا تماس بگیرید ) حالا ایناش

 

مهم نیست الان این سوال برام پیش اومده که اگه واقعیت داره

 

چطور افشین الان زنده ست اصلا چه جوری گذاشتن بیاد

 

ایدان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

..............................................

 

این شعر رو هم از ابی جون با عشق تقدیم میکنم به افشین

 

جون و همه ی  طرفداران ابی

 

به توازتو مینویسم.....به توای همیشه دریاد.....ای همیشه از تو زنده.....لحظه

های رفته برباد

 

وقتی که بن بست غربت.....سایه سار قفسم بود.....زیر رگبار مصیبت..... بی کسی تنها کسم بود

 

وقتی ار آزار پاییز.....برگ وباغم گریه میکرد.....قاصد چشم تو آمد..... مژده

ی روییدن آورد

 

به تو نامه مینویسم..... ای عزیز رفته از دست..... ای که خوشبختی پس از

تو..... گم شد وبه قصه پیوست(قضیه اون دختر کره ای)

 

ای همیشگی ترین عشق..... در حضور حضرت  عشق.....ای که میسوزم

سراپا.....تا ابد در حسرت تو

 

به تو نامه مینویسم.....نامه ای نوشته بر باد.....که به اسم تو رسیدم.....قلمم

به گریه افتاد

 

ای تو یارم روزگارم.....گفتنی ها با تو دارم.....ای تو یارم......از گذشته

یادگارم

 

به تو نامه مینویسم.....ای عزیز رفته از دست.....ای که خوشبختی پس از

تو.....گم شد وبه قصه پیوست

 

در گریز ناگزیرم .....گریه شد معنای لبخند.....ما گذشتیم وشکستیم.....پشت

سر پل های پیوند

 

در عبور از مسلخ تن.....عشق ما از ما فنا بود.....باید از هم میگذشتیم.....برتر

از ما عشق ما بود

 

.......................................

 

اینم عکس هلی خانم

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه 16 آبان1386  توسط فرشته  |

 

بروبچ سلام

حال شماااااااااا خوبه؟سلامتید؟ خانواده خوبن؟ درسلامتیه کامل به سر میبرید؟هو

بچه ها میخوام  از خودم ودوستام براتون یه خاطره بگم:

یه روز تو خونه بادوستام نشسته بودیم  یَِک دفعه تلفن زنگ زد

گوشی رو برداشتم

گفتم: کیسه

گفت: جواد کاظمیانَسه

گفتم : به سلام  ...... خوبی؟ خوشی ؟ سلامتی؟ خانواده خوبن؟ در سلامتیه کامل به سر میبرن؟ هو

گفت: ها خوبن

یَک مشکل اساسی برای تیم ما به وجود آمَده بی زحمت بیا بحلش

من گفتم: چه مشکلی؟

گفت: این مربیه تیم ما فوت کردَسه ما بدون مربی موندیم هیچ کس نیست به ما تمرین بده از اون ور هم آنالزور تیممون ازدواج کرده رفته با زناش ماه عسل(حالا می پرسید چرا بازناش میگم براتون آخه اونجا اماراته مردا با یه دونه زن که راضی نمیشن حداقل باید 3تا زن داشته باشن)

حالا ما چَکار کنیم

 

آره ..... خلاصه کاظمیان انقدر التماس کرد که نگو

دیگه منم دلم براش سوخت یه طیارَه دربست گرفتم رفتم امارات رفتم تیم رو تمرین دادم تیم حریفم براشون آنالیز کردم و اومدم خونه

اینم یکی از خاطرات شیرین من که به بنده های خدا خدمت کردم

اینجام داره با عربا راجع به من حرف میزنه

 

اینم چند تا جک  برای اینکه دور هم باشیم:

۱)یه روز یه ترک میره خواستگاری به دختر میگه:

 تو چرا سیبیل داری

دختره نا راحت میشه میره گریه میکنه

ترک میره ازدلش دربیاره میگه:

میگه: ناراحت نباش مرد که گریه نمیکنه

 

۲)یه روز یه ترک کرکره مغازه شو میکشه بالا

میگه : بسم ال... الرحمن الرحیم

یه دفعه میبینه دزد همه مغازه شو برده

کرکره رو میکشه پایین میگه:

صدق ال... علی العظیم

 

۳)یه روز یه ترک داشته آب میخورده تو گلوش گیر میکنه داد میزنه نون بربری بیارید آب تو گلوم گیر کرده

۴)یه ترک میمیره شب اول قبر ۶۲تا فرشته میان سراغش ۲تا شون سوال میکردن ۶۰ تاشون حالیش  میکردن

۵)یه ترک ویه لره باهم میرن مکه داشتن به شیطون سنگ میزدن که ترک به لر میگه :

من سنگام تموم شد چی کار کنم؟

لر میگه: کم نیار فحش بده

 

۶)ترک میرسه به جنیفر لوپز میگه:

خانم شما که انقدر خوشگلی ، خوش هیکلی ، قشنگ میر قصی  چرا نمازتو نمیخونی؟

۷)ترک میره تو امامزاده میبینه یه دختر نشسته میگه:

خدایا یه شوهر خوب به من بده

ترک خودشو میندازه تو بغل دختره میگه :

خدایا هل نده

۸)یه روز ترکها یه تظاهرات علیه فارسها راه میندازن این شعار رو میدن:

ترکا تاج سرن فارسا ترک خرن

۹)یه روز ترکها تصمیم میگیرن اسم شهرشونو عوض کنن  بذارن منچستر رو سردر شهرشون این جمله رو مینویسن:

به شهر منچستر خوش آمدید                             شهرداری تبریز

 

۱۰)یه روز یه یاکریم با یه مرغ عشق ازدواج میکنن اسم بچشونو میذارن کریم عشقی

 

اینم ۱۰ تا جک به نیت شماره  لباس نیکبخت

دوشنبه 14 آبان1386  توسط فرشته  |

 

بچه ها سام وعلیک

مامانم انقدر شاکی میشه اینجوری سلام میکنم اما الان دیدم نیست حال کردم اینجوری بهتون سلام کنم

به نظر شما بعداز انتخاب بهترین وبدترین سرمربی ها وگزارشگرها البته از نظر من نوبت  کیا میشه؟

خب معلومه فوتبالیستها

حالا میخوام بگم کدوم فوتبالیستها موردعلاقه ی من هستن وکدوم نیستن

اول اون اولیا

 

اولیش:

جناب آقای جواد کاظمیان خوش تیپ

که این آقا وآقای پایینی وقتی داشتن قد تقسیم میکردن باهم ته صف بودن اما چون زبل

 

بودن دوتاشون یه کم هل دادن اومدن وسطای صف ولی هنوزم یه کم قدشون کوتاهه اما

 

ازنظرمن مشکلی نیست آقا جواد چندتا حُسن هم داره که یکیش ضربه های آزادشه دوست

 

صمیمیش هم ایمان مبعلیه در ضمن فکر میکنم این آقا پایینیه چون باهاش تو یه  پسته

 

حقشو تو فوتبال ملی خورده اما چون ازش خوشم میاد کاری به کارش ندارم

 

دومیش:

 

مهدی مهدوی کیا

خیلی پسر خوبیه هم با اخلاقه هم خوشگله هم تکنیکیه تازه دخترش هم مثل خودش قشنگه اما زنش نه نمیدونم ازکجا هم گیرش آورده پاس گل ها ی قشنگی میده یه بارم آقای پاس گل شد در کل بچه خوبیه میپسندمش

 

سومیش:

 

جواد نکونام

خداییش قبل از اینکه بره اوساسونا تو تیم ملی بهتر بازی میکرد خداییش دیگه.......... لژیونر خوبیه همیشه در اوج آمادگیه البته الان که رباط صلیبیه پاش پاره شده تو خونه کنج عزلت نشسته خدا هم اونو شفا بده هم ما بچه ها ی اتفاق نو رو

 

چهارمیش:

 

علی رضا نیکبخت واحدی

از وقتی اومده پرسپولیس به شدت ازش خوشم اومده فقط نمیدونم چرارفته زن از خودش بزدگتر گرفته انگار کوچیکترا مرده بودن  به ما چه اصلا!!!!!!!!!

 

وقتی استقلال بود همش تو حاشیه بود اصلا این استقلال همه رو تو حاشیه میبره مثل

 

سیاوش اکبرپور یادتونه چه وحشی بود پاچه همه رو میگرفت

 

نیکبخت تو این فصل برای پرسپولیس تا حالا 6 تا پاس گل داده 4 تا هم گل زده

 

حالا اون دومی ها اونا که خوشم نمیاد

اولیش:

البته من از هیچ کدوم از استقلالیا خوشم نمیاد ولی از این یکی بیشتر

وحید طالب لو

لوس بی مزه اصلا ازش خوشم نمیاد آدم مزخرف یه دفعه یه مصاحبه ازش خوندم نظرشو

 

راجع به ازدواج پرسیده بودن گفته بود فعلا قصد ازدواج ندارم اما اگه بخوام ازدواج کنم

 

همه ازخداشونه با من ازدواج کنن (بیشین بینیم بابا)

 

یکی نیست بهش بگه آخه کله پوک تو قیافه ی درست حسابی داری تیم درست حسابی

 

داری اون دختر بدبخت دلش رو به چیه تو خوش کنه

 

 

 تازه تو مسابقه با کره بود فکر کنم اون قلعه نوعیه خُل وچل رودباریان بیچاره رو کشید  

 

 

بیرون  این خُل وچل تر از خودشو برد تو زمین یعنی رود باریان که کُل بازی تو زمین بود

 

نمیتونست اون 4 تا پنالتی رو نگیره

 

 

دومیش:

 

علی دایی

<