تبليغاتX
دریادل دریادل بمان
دریادل دریادل بمان

فاصله ها هیچ گاه حریف خاطره ها نمی شوند


شیش امتیازم کم بشه........بازم قهرمان میشه

بچه ها سلام

به همه ی دوستای پرسپولیسیم بردشیرین پرسپولیس رو تبریک میگم واقعا که گل کاشتن

نسبت به بازیه قبل که البته تو نیمه ی دومش خیلی خوب بازی کردن این بازی تو هردونیمه نسبتا خوب کار کردن

مخصوصا ماته بازیکن کروات جدید شون  برخلاف این چند سال اخیر که بازیکنهای خارجی برای پرسپولیس اصلا خوب کار نمیکردن این بازیکن در 3بازی اخیر خودش بازی خوبه داشته و دوگل هم به ثمررسونده و در گل دوم بازی پرسپولیس و پیکان نقش خیلی موثری داشته

 در ضمن هنوز  تکلیف اون 6 امتیازی که قراره از پرسپولیس کثرشه روشن نشده ولی به احتمال زیاد بارایزنی هایی که آقای کفاشیان قراره انجام بدن به احتمال زیاد اون 6 امتیاز کم نمیشه اما به قول تماشاگرا

 

۶ امتیازم کم بشه

بازم قهرمان میشه

 

نصرتی هم امروز خوب بازی کرد از طرف خودمو آبجی پارمیدام و الهه جونم ازش مراتب تشکر وسپاسگذاری رو به عمل میاریم

اصلا به این علت نصرتی قشنگ بازی کدد که من و الهه و پارمیدا به قول افشین امپراطور کلی براش احساسات گرم فرستادیم

محسن رفت و برگشت هم که بالاخره پاش به گلزنی بازشد دوباره قراره لقب محسن آقای گل بهش برگرده

فکر میکنم واعظی هم بد کارنکرد ولیاقت پوشیدن لباس دروازه بان اول تیم ملی رو داره

طبق معمول همه اینام باتلاش

 

افشین امپراطور

چشم حسوداشم کور

صورت گرفت.

 

استقلالیا ازالان برید دست به دعا بردارید که سوراختون نکنیم

چون ما امسال حتما حتما حتما قهرمانیم

 

قهرمان

 

میفهمید یعنی چی؟

 

تا حالا طعم قهرمانی رو چشیدید

 

تا حالا سهمی از قهرمانی داشتید

 

 

 

اینم از مصاحبه آق محسن

 

در هفته بیست و نهم مسابقات لیگ برتر، تیم فوتبال پرسپولیس با نتیجه دو بر یک، نتیجه دیدار رفت را برابر تیم پیکان رقم زد. محسن خلیلی مهاجم گلزن قرمزپوشان پرسپولیس در دیدار مقابل تیم فوتبال پیکان در دقیقه 78 گلزنی کرد، یعنی آخرین گلی که قبل از این دیدار به ثمر رسانده بود، 78 روز قبل و در دقیقه 78 به تیم برق شیراز بود که این گل، یک رکورد جدید را برای او بوجود آورد. خلیلی در گفتگویی با سایت رسمی باشگاه پرسپولیس در خصوص این مسابقه چنین گفت:

تولدت مبارک! در مورد جشن تولدت بگو

شب قبل از دیدار مقابل تیم پیکان، در محل هتل لاله تهران اردویی از سوی باشگاه برپا شده بود که در این اردو، مراسم جشن تولد من با حضور مسئولان، کادر فنی و بازیکنان برگزار شد که از همه آنها تشکر و قدرانی می نمایم.

 ۷۸روز پیش در شیراز در دقیقه 78 گلزنی کردی، امروز نیز در دقیقه 78 گل زدی، چه ارتباطی بین تو این عدد وجود دارد؟

فکر می کنم این عدد کادوی تولدم باشد!

چرا در ترکیب اصلی حضور نداشتی؟

به دلیل مصدمیت جزیی، عدم تمرین مناسب و تشخیص کادر فنی.

چه احساسی داشتی وقتی در ترکیب نبودی؟

تجربه جدید و خوبی بود که برای اولین بار طی بازیهای لیگ، تجربه می کردم.

به نظر خودت چه زمانی باید وارد میدان می شدی؟

با صحبتی که با کادر فنی داشتم، قرار بود خودم را برای نیمه دوم آماده کنم.

با چه روحیه به بازی آمدی؟

انگیزه بالایی داشتم و می خواستم فشارهای روحی و روانی که روی دوشم سنگینی می کرد را با زدن گل، مخصوصاً گل 3 امتیازی از بین ببرم.

باز هم یک گل 3 امتیازی به نام خود به ثبت رساندی، آیا نیمکت نشینی باعث این گل شد؟

نه اینطور نیست، من همیشه با انگیزه کامل به میدان می روم. در کل خوشحالم که یک بار دیگر یک گل 3 امتیازی به ثمر رساندم. همه تلاشم را برای قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر و همچنین آقای گلی خودم بکار می بندم و خدا را شکر می کنم حاصل زحمات بازیکنان تیم را با این گل تکمیل کردم و توانستم جواب تمام محبتهای هواداران خوب پرسپولیس را بدهم و امیدوارم این روند تا قهرمانی ادامه یابد.

چه برنامه ای برای بازیهای آینده داری؟

پس از گذشت مدتها که در چند دیدار گلزنی نکردم، فشارهای فراوانی مرا تهدید می کرد که با این گل توانستم از زیر این فشارها خارج شوم تا برای دیدارهای بعدی با روحیه ای بالا و در شرایط راحت تر بتوانم بهتر تمرکز کنم و انشاءا... برای تیم مثمرثمر باشم.

با زدن این گل فکر می کنی در دیدار بعدی باز هم روی نیمکت باشی؟

این نظر کادر فنی است اما من با تمرینات مضاعف و با هدف صدر جدول گلزنان لیگ برتر، سعی می کنم از ابتدای بازی در میدان حاضر باشم.

دراگه چطور بود؟

ماته دراگه چوویچ فوروارد سرزن خیلی خوبی است و از تمام موقعیتها، بخوبی استفاده می کند. او در خدمت تیم است و بیشتر دستورات کادر فنی و تاکیتکهای کار شده را در زمین پیاده می کند.

مگر بقیه بازیکنان این کار را نمی کنند؟

چرا، ولی پست ماته و وظیفه او با بقیه متفاوت است. او بیشتر تمایل به پشت دفاع حریف و کارهای تاکتیکی تعریف شده از سوی کادر فنی دارد.

البته ماته چندین موقعیت خوب گلزنی را از دست داد!

چوویچ اولین دیداری بود که از ابتدا در ترکیب اصلی قرار داشت و انصافاً خوب ظاهر شد و با حضور در بازیهای بعدی بهتر می تواند از این موقعیتهای بدست آمده استفاده کند.

فکر می کنی ماته زوج خوبی برای تو باشد؟

ما شناخت کافی از یکدیگر نداریم و امیدوارم در آینده با هم بیشتر هماهنگ و با حرکات و جا گیری‎های هم آشنا شویم.

عباس آقایی دو پاس گل داد، در مورد بازی او در این دیدار چه نظری داری؟

عباس آقایی یک بازیکن دونده، باهوش و یک پاسور عالی است که در زمین موقعیت های خوبی را برای همبازیانش بوجود می آورد. در این دیدار نیز خیلی خوب و مفید ظاهر شد.

حرف آخر؟

از همه هواداران و تماشاگران که در یک هوای بارانی و سرد زمستانی تا پایان بازی ما را حمایت کردند تشکر می کنم. (پارمیدا الهه مارو میگه هااااااااا)
 
 
 

 |

 

 

اینم از عکسای بازی

 

 

 

 

 

 

جمعه 26 بهمن1386  توسط فرشته  |

 

انقدردوست دارم که تو کتاب جانمیشه

 

 

 

 

 

انقدر دوست دارم که تو کتاب جانمیشه

پی چاره ام با حرفای الفبا نمیشه

من که هیچ  ساعتمم دیوونته دروغ که نیست

توازاون روزی که رفتی خوابیده پانمیشه

هی میگم کاشکی یه روز معجزه شه با همدیگه

دوسه ساعتی بریم کناردریا نمیشه

آسمون دلش گرفته مث اخمای تو

یه گره افتاده رو پیشونیشو وا نمیشه

نامتم باهم لجه میخوام بذارمش کنار

انقدربده باهام هرچی کنم تانمیشه

مگه کم ناز چشاتو کشیدم دسته گلم

که دیگه یه ذره خندتم مال مانمیشه

سرخیا مال تو هرچی زرده بفرست واسه من

ماهی مثل تو که پنهون لای ابرانمیشه

دیدی خواستن میون من و توروابری کنن؟

تونگفتی بهشون برید چه حرفا نمیشه

مگه ازمن چی شنیدی که یهودلت شکست

دل عاشق بیشترازیه دفه رسوانمیشه

چه شبایی که نشستم تاسحربه این امید

که به هرکسی به جزمن بگی نه یانمیشه

اینه رسمش تایه چیزی شنیدی باورت بشه

اینجوری که قصمون عبرت دنیانمیشه

یعنی حق باشعریه شاعراون روزاس که گفت :

بردمجنون واسه تو هیچکسی لیلا نمیشه

خوابت و دیدم و پرسیدم ازت کجابودی؟

گفتی: طولانیه قصه توی رویا نمیشه

یادته تماس گرفتم که ببینم چی شده؟

گفتی: بعدا،جایی ام صحبتش اینجا نمیشه

دفترم عادتشه فقط توروش خط بکشی

خودتم خوب میدونی بدون امضا نمیشه

تورو باید توتمام کتابا نه کمته

حرف تو خلاصه نیس پس توی انشا نمیشه

راستی تومنو یادت رفته آره؟ من همونم

که بدون تو شباش به غیر یلدا نمیشه

با خودت قرار گذاشتی دیگه اسممو نگی

جمله هات تموم میشه بانمیخوام بانمیشه

باشه هر چی تو بگی ،قبول

فقط این و بدون

حکم قتلمم بدی هیچ کسی زیبا نمیشه

 

 

ولنتاینم نزدیکه

خب به ماچه ؟

هیچ آدم خیری تا حالا نشده ولنتاین برامن کادو بگیره منم سرخورده شدم به همین علت راجع به ولنتاین چیزی نمینویسم

ولی امروز رفتم انقلاب چه چیزای خوشملی برای ولنتاین داشت منم دوسه تا برای خودم خریدم که روز ولنتاین به خودم هدیه بدم دلم نسوزه

 

 

 

پرسپولیس هم که دیگه عشقه

خودتون که دیدین چه جوری بادل و جون بازی کردن خداییش گل سوم رو که زدن منم کم مونده بود مثل خردبین و رودباریان بزنم زیرگریه

ازاسترس داشتم می پوکیدم

ولی آخربازی ازخوشحالی ساختمون مون رو رو سرم گذاشته بودم

این ماته هم که جدید اومده جوون شایسته ای به نظرمیاد

اینم از عکسای بازیه پرسپولیس    ابومسلم

 

 

این مال آبجی پارمیدامه

 

 

 

خلیلی رو باچه حسرتی داره دست میزنه

 

 

 

اینم یه خبر جالب راجع به دربی

اگر اتفاق خاصی رخ ندهد 16 فروردین ماه 87 بازی برگشت دربی بزرگ پایتخت و شصت و چهارمین دیدار سنتی بین تیمهای پرسپولیس و استقلال در ورزشگاه آزادی تهران برگزار می شود.

به گزارش سایت رسمی باشگاه پرسپولیس، دقیقاً 40 سال قبل یعنی 16 فروردین سال 1347 اولین دربی دو تیم برگزار شد که بدون گل نیز به پایان رسید. در آن دیدار عبدالرضا موزون قضاوت این بازی را بر عهده داشت و ارشد برازنده به همراه ایرج نیک رفتار کمکهای ایشان بودند و در حدود بیست هزار تماشاگر در ورزشگاه امجدیه (شیرودی) این دیدار را تماشا کردند.

 

 

در آن دیدار پرسپولیس چند موقعیت برای گلزنی داشت که یکبار در اواخر نیمه اول بود که شوت همایون بهزادی از کنار دروازه حریف با اختلاف اندکی خارج شد و در نیمه دوم نیز ضربه حمید جاسمیان با عکس‏العمل به موقع دروازه بان حریف دفع شد. البته در آن دیدار هادی طاووسی دروازه‏بان پرسپولیس درخشش خوبی داشت و یک فرصت مناسب را از مهاجم حریف گرفت. در آن بازی این بازیکنان برای تیم پرسپولیس به میدان رفتند: هادی طاووسی، حمید جاسمیان، ابراهیم آشتیانی، جعفر کاشانی، رضا وطن‏خواه، عزت‏ا... وطن‏خواه، کاظم رحیمی، همایون بهزادی (کاپیتان)، فریدون معینی (بهمن نوروزی)، ناظم گنجاپور (اصغر ادیبی) و حسین کلانی

سه شنبه 23 بهمن1386  توسط فرشته  |

 

تو بگو می آیی...من جهان را به فدی قدمت خواهم کرد

 

 بچه ها سلام

 

 امروز خیلی خوشحالم خیلی خیلی

 میدونید چرا چون یه دوست خیلی عزیزم رو پیدا کرد اونم بعد دوسال

 ووووووووووووووووووووووووووای خداجون خیلی دوست دارم مرسی خدای  عزیزم

 

 این شعرم تقدیم میکنم به خود خودش چون میدونم یه زمانی عاشق این شعربود

 

 

 

 

توبگو می آیی من جهان رابه فدای قدمت خواهم کرد

ودو چشم خودرا شب وروز بسته بر حلقه در خواهم کرد

ای غم انگیزترین مرثیه درتنهایی

من همیشه اینجا باخودم ازتو سخن میگویم

وتورا میخوانم

توبگو می آیی

من غم انگیزترین زمزمه ی هستی را هدیه بر هر قدمت خواهم کرد

به خاطررفتن تو

بغض عجیبی آمدومراساکت کرد

وچه آرام وصبور کوچه راپیمود ومرادید

که چه اشکی به سرکوچه روان کرد

 

 

 

 

 

اگر عاشقانه مردن رابلد  نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم.......

سوختن حرف کمی نیست آنانکه ساختند سوختند.....

 

 

 یه نفر یه جایی تمام رویاش لبخندتوست......

وزمانی که به تو فکرمیکنه احساس میکنه زندگیش واقعاباارزشه.......

پس هرگاه احساس تنهایی کردی......

این حقیقت رو به یاد داشته باش..

یه نفریه جایی درحال فکر کردن به توست....

 

 

 

بچه ها اینم یه متن ازخبرورزشیه که دررابطه باتیم ملیه جالبه بخونید

تيم‌ملى‌ شايسته‌ «هو شدن» بود
شاهکار تيم‌ملى‌ بعد از بازى‌ روى‌ صفحه‌ تلويزيون‌ به‌ نمايش‌ درآمد آنجايى‌ که‌ مشخص‌ شد درصد مالکيت‌ توپ‌ سوريه‌ 51 درصد است‌ و ايران‌ 49 درصد! تيم‌ ما لااقل‌ در 30 دقيقه‌ اول‌ روى‌ فشار تماشاچى‌ چند حمله‌ احساسى‌ انجام‌ داد اما نمى‌دانيم‌ در بين‌ دو نيمه‌ چه‌ اتفاقى‌ افتاد که‌ همان‌ بازى‌ احساسى‌ نيمه‌ اول‌ را هم‌ نديديم. هر کس‌ به‌ ميدان‌ مى‌آمد بيشتر مدل‌ موهايش‌ به‌ چشم‌ مى‌آمد و حتى‌ يکى‌ از غيور مردان‌ تيم‌ملى‌ هنگام‌ ورود به‌ ميدان‌ نگران‌ صورتش‌ بود و گونه‌اش‌ را به‌ يک‌ نفر نشان‌ داد تا...
توپ‌ خراب‌کن‌ها
مهدى‌ رجب‌زاده‌ که‌ در برنامه‌ 90 روزنامه‌ها را مورد عنايت‌ قرار داده‌ بود، 90 دقيقه‌ بازى‌ کرد و فقط‌ يک‌ شوت‌ خوب‌ زد. او فقط‌ از سيدجلال‌ حسينى‌ کمتر توپ‌ لو داد چون‌ سيدجلال‌ يک‌ تنه‌ به‌ اندازه‌ يک‌ تيم‌ توپ‌ خراب‌ کرد. از آن‌ بدتر معدنچى‌ بود که‌ کسى‌ نفهميد براساس‌ چه‌ ملاکى‌ پيراهن‌ شماره‌ 10 را پوشيد، همانطور که‌ کسى‌ متوجه‌ نشد پيراهن‌ شماره‌ 6 نکونام‌ چطور به‌ تن‌ ايمان‌ مبعلى‌ خورد؟!
تشويق‌ معنادار على‌ دايى‌
فريادهاى‌ اعتراض‌آميز تماشاگران‌ در پايان‌ مسابقه‌ بسيار معنادار بود. آنها در حالى‌ على‌ دايى‌ 39 ساله‌ را تشويق‌ مى‌کردند که‌ او مربى‌ شده‌ وديگر قرار نيست‌ براى‌ تيم‌ملى‌ بازى‌ کند اما مردم‌ با تشويق‌ او اعتراض‌ خود را به‌ ملى‌پوشانى‌ که‌ هر کدام‌ به‌ يک‌ رنگ‌ درآمده‌ بودند، نشان‌ دادند.
در بين‌ دو نيمه‌ تنها تغيير تيم‌ملى‌ تغيير رنگ‌ پيراهن‌ استرج‌ نيکبخت‌ بود البته‌ تيم‌ ما روى‌ نيمکت‌ هم‌ يک‌ تغيير مفيد داشت‌ و آن‌ تخته‌ وايت‌بورد منصور ابراهيم‌زاده‌ بود که‌ خيلى‌ مفيد واقع‌ شد!
واکنش‌ احساسى‌ کريمى‌
واکنش‌ منفى‌ على‌ کريمى‌ در پايان‌ بازى‌ نشانه‌اى‌ ديگر از شرايط‌ روحى‌ تيم‌ ايران‌ بود. کاپيتان‌ دوم‌ تيم‌ملى‌ که‌ هنرنمايى‌اش‌ روى‌ ساک‌ تيم‌ملى‌ در جام‌جهانى‌ 2006 هنوز در اذهان‌ باقى‌ است، بعد از بازى‌ گفت: «هميشه‌ که‌ نمى‌توانيم‌ ببريم!» اين‌ در حالى‌ است‌ که‌ فوتبال‌ ملى‌ ما 2 سال‌ است‌ که‌ مدام‌ ناکام‌ مى‌ماند و آخرين‌ پيروزى‌ تيم‌ ايران‌ هم‌ مربوط‌ مى‌شود به‌ پيروزى‌ هنرمندانه‌ 2 بر صفر مقابل‌ مالزي! تازه‌ در آن‌ بازى‌ هم‌ گل‌ اول‌ تيم‌ملى‌ روى‌ يک‌ ضربه‌ پنالتى‌ در دقيقه‌ 77 به‌ ثمر رسيد! و تيم‌ ايران‌ با احتساب‌ بازى‌ ديروز 500 دقيقه‌ است‌ که‌ حتى‌ يک‌ گل‌ هم‌ به‌ ثمر نرسانده‌ است.
کلمنته‌ قيد اين‌ نفرات‌ را بزند
خاوير کلمنته‌ با تماشاى‌ بازى‌ ديروز تازه‌ فهميد که‌ در صورت‌ عقد قرارداد با فدراسيون‌ فوتبال‌ چه‌ کار سختى‌ را پيش‌ رو دارد. او براى‌ درست‌ کردن‌ اين‌ تيم! در درجه‌ اول‌ بايد قيد کادرفنى‌ فعلى‌ را بزند چون‌ آنها اگر هنرى‌ داشتند در همان‌ جام‌ ملتها و در اين‌ 4 بازى‌ آخر نشان‌ مى‌دادند. در مرحله‌ بعدى‌ کلمنته‌ بايد از دل‌ ليگ‌ چند ستاره‌ خوب‌ بيرون‌ بکشد چون‌ با اين‌ لژيونرهاى‌ نازپرورده‌ که‌ ليگ‌ امارات‌ را با کالچو و لاليگا اشتباه‌ گرفته‌اند و فقط‌ به‌ دنبال‌ شمارش‌ اسکناس‌ و زندگى‌ راحت‌ در آن‌ سوى‌ مرزها هستند، هيچ‌ آبى‌ گرم‌ نمى‌شود.
مکث‌
تشويق‌ على‌ دايى‌ 39 ساله‌ از سوى‌ طرفداران‌ تيم‌ملى‌ اعتراضى‌ معنادار بود به‌ بازى‌ بى‌برنامه‌ و اعصاب‌خردکن‌ تيمى‌ که‌ با هيچ‌ متر و معيارى‌ «تيم» نيست. آنها ديروز به‌ معناى‌ واقعى‌ کلمه‌ شايسته‌ «هو شدن» بودند.
 
 
 
 
 
 
اینم از عکسهای جشن تولد
 
افشین امپراطور.............چشم حسوداشم کور
 
 
قبلا عشق عکس ودوربین پرسپولیس شیث بود حالا جاشو داده به نیکی
 
 

 

 
 
 
 
 
 شب وروزتون قشنگ
 
خداحافظ همین حالا

 

 

 

شنبه 20 بهمن1386  توسط فرشته  |

 

 

بازی تیم ملی چنددقیقه بیشترنیست که تموم شده

اون از جریان ریئس فدراسیون

اون از جریان انتخاب سرمربی

اینم از بازی بچه های تیم

 

نمیدونم چرا گلزنی یادشون رفته هرکاری میکردن  نمیتونستن ضربه آخررو بزنن تو گل

بازاون علی دایی که بود اقلا یه ضربه سرمیزد ۴تاگل برای تیم ملی زد

اینا که کلهم رفتن تو تعطیلات تابستونی

خدا آخرو عاقبتمونو بااین تیم ملی به خیرکنه

 

اینم از عکسای بازیه ایران -سوریه

 

 

فیگورارو داشته باشید

 

 

آخی

آق جوادم سردش شده

 

 

چهارشنبه 17 بهمن1386  توسط فرشته  |

 

ونام من شقایق شد....گل همیشه عاشق شد

 

 

شقایق گفت باخنده: نه بیمارم ، نه تبدارم

اگرسرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

گلی بودم به صحرایی نه بااین رنگ وزیبیی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق وشیدایی

یکی ازروزهایی که زمین تبداروسوزان بود

ئصحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه

ومن بی آب وخشکیده تنم درآتشی میسوخت

زره آمد یکی خسته به پایش خاربنشسته

وعشق ازچهره اش پیدا بود زآنچه زیرلب میگفت

شنیدم سخت شیدا بود نمیدانم چه بیماری

به جان دلبر ش افتاده بود اما

طبیبان گفته بودندش

اگریک شاخه گل آرد

ازنوعی که من بودم

بگیرند ریشه اش راوبسوزانند

شود مرهم برای دلبرش آندم شفایابد

چناچه با خودش میگفت بسی کوه وبیابان را

بسی صحرا یسوزان رابه دنبال گلش بوده

ویک دم هم نیاسوده که افتاد چشم اوناگه به روی من

بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من

به آسانی مرا با ریشه ازخاکم جداکرد وبه ره افتاد

واو می رفت و من دردست اوبودم

واو هرلحظه سررا روبه بالاها تشکرازخدامیکرد

پس ازچندی هوا چون کوه آتش در زمین میسوخت

ریشه ام میسوخت ودیگرداشت دردستش تمام

به لب هایی که تاول داشت گفت:

اما چه باید کرد؟

دراین صحرا که آبی نیست

به جانم هیچ تابی نیست

اگر ریشه اش سوز د وای برمن

برای دلبرم هرگز دوایی نیست

وازاین گل که جایی نیست خودش هم تشنه بود اما

نمیفهمید حالش را چنان می گرفت و من دردست اوبودم

وحالا

من تمام هست اوبودم

دلم می سوخت اما راه پایان کو؟

نه حتی آب نسیمی دربیابان کو؟

ودیگرداشت دردستش تمام جان من می سوخت

که ناگه روی زانوهای خود خم شد

دگر از صبراوکم شد

دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد:

آنگه

مرادرگوشه ای ازبیابان کاشت

نشست وسینه را با سنگ خارایی زهم بشکافت

زهم بشکافت

اما...!آه..

صدای قلب او گویی جهان رازیر ورو می کرد

وهر چیزی که هر جابود باغم روبرو میکرد

نمیدانم چه میگویم ؟

به جای آب خونش را به من داد

وبرلب های او فریاد

بمان ای گل

که تو تاج سرم هستی

دوای دلبرم هستی

بمان ای گل

ومن ماندم

نشان عشق و شیدایی

وبااین رنگ وزیبایی

ونام من شقایق شد

گل همیشه عاشق شد

 

 

بچه ها سلام

حالتون که خوبه؟

خبرخاصی راجع به فوتبال  ندارم فقط انگار محمدرضا مامانی به دلیل غیبت غیر موجه درتمرین 10 میلیون تومن جریمه شده(که من آمارشو در آوردم فهمیدم رفته بوده لواسان)

فردا هم بازی ایران وسوریه است که آندرانیک ومهدوی کیا هم به تیم اضافه شدن

 

 

پرسپولیسم دیگه خودتون میدونید که سروره

 

بنابراین به این نتیجه میرسیم که

 

 

قرمز رنگ خون

سرور آسمون

 

 

 

سه شنبه 16 بهمن1386  توسط فرشته  |

 

دنبال رفیقی ام که تا آخرش بیاد......دنبال یه معجزه ام شایدازتو بربیاد

 

نه مسافرم نه رعیت نه فقیر نه سرسپرده

نه کسی تو ی خلوت ،حسرت کسی رو خورده

نه یه زخم بی علاجم نه یه مرحم قدیمی

ساده ام ساده ی ساده، ساده وصاف وصمیمی

حتی عاشق تو نیستم ولی شایددل ببازم

شایدم بعدها بتونم ازشبات قصه بسازم

منو خط به خط بخون نازنین نگامو بشناس

گاهی بدترین و گاهی مهربونترین نگاهاس

ممکنه عاشق چشمات میشه ازتو متنفر

ممکنه اینجا بمونم میشه تاابد مسافر

نه یه جعبه ی جواهر نهه سفال زیر خاکم

خیلی وقتا پام میلرزه گاهی خاکی گاهی پاکم

دنبال رفیقی ام که تا آخرش بیاد

دنبال یه معجزه ام شاید ازتو بربیاد

 

بچه ها سلام

امروز ورزش ومردم و رونشون داد ودوباره رفتن سراغ همون سرباز نابینا محمد احمدی

محمد میگفت از طرف باشگاه سپاهان هیچ کمکی به او نشده و ساکت مدیر عامل سپاهان زنگ زد و گفت که

کمک ها ی زیادی به محمد احمدی شده

حالا واقعا باید حرفای محمد رو باور کنیم یا عوام فریبیهای آقای ساکت رو

 

 

 

19بهمن هم تو لد جناب آقای افشین خان امپراطوره