تبليغاتX
دریادل دریادل بمان


دریادل دریادل بمان

تمام ترس من اینه...کربلا ندیده بمیرم

 

بازم مردان پرسپولیس رو دیدم یه بار ۱۰ بار ۱۰۰ بار انگار اصلا قرارنیست تکراری شه این فیلم... همش دارم به حالم فکر میکنم شب قبل بازی به حالم به حالمون به حال همه ی بچه شیرا چه شبی بود اون شب... اون شبی که همه  دستای همو گرفتیم و از ته دل دعا کردیم که قهرمان شیم... چه روزی بود اون روزی که یه استادیوم دیدیم که همه دستاشون رو به آسمون بود... چه ساعتی بود اون ساعتایی که منتظر بودیم ببینیم آخرش چی میشه ....چه ۷دقیقه ای بود اون ۷ دقیقه... چه حال خوبی بود... چه دلشوره ی دوست داشتنی ای بود اون دلشورهه... چه تلفیق قشنگی بود اون خنده ها و گریه ها...

 آخه به قول امپراطور

خــــــــــــــــدا میخواست که ما قهرمان شیم

 

توتقویم زندگیه من این روز یه روز جاودانه اس

28 اردیبهشت138۷

ضربه ی سر سپهر حیدری

وبه قول عادل پایان دراماتیک اون بازی

 

اون روز همه چی با ما بود حتی خداهم پرسپولیس شد آخه این رسم عدالتش نبود اگه قهرمان نمیشدیم اینجوری تو عدالتش شک میکردیم...انگار خودشم اون بالا نشسته بود و میخواست زجر کشمون کنه میخواست هممون از ته دلمون بخوایم میخواست  از همه ی دنیا؛ از همه ی عالم و آدم ناامید شیم تا خودش دوباره بودنش رو بهمون  اثبات کنه

انگار خودش بود که اون توپ رو از روسر سپهر بلند کرد و زد تو دروازه

اون پرسپولیس با اون بازیکنا واسه من یه تیم رویایی بودن بایه مدیر عامل رویایی تر و یه سرمربیه فوق العاده روبایی تر که حرفاش هیچ وقت ازتو ذهنم پاک نمیشه

تو آسمون نوشته ماقهرمانیم

آره قهرمانیه ما تو آسمان نوشته شده بود خود خدا هم نوشته بودش وگرنه با وجود اون همه حاشیه و کسر اون 6 امتیاز بزرگترین تیما هم نمیتونستن قهرمان شن

ازپارسال بود که همه ی  28 اردیبهشتا  واسه من یه روز بهشتی شدن بهشتی که نگهباناش امپراطور و حاج حبیب بودن

بهشتی که خدا درشو باز کرد و همه با قلبای شیرمون و با سر طلاییه سپهر رفتیم توش

 

دلم واسه اون بچه شیرای قرمز تنگ شده واسه اون تیم رویایی  واسه مدیر عاملی که دوبار رفت اتاق عمل واسه امپراطورمون با اون لحجه ی شیرنش با اون حرفای قشنگش

حتی دلم واسه اس ام اس بازی هام با الهه و پارمیدا وسط بازی ام تنگ شده

پارسال همه چی بوی قهرمانی میداد حتی باختامون

یک قدمه تا آسیا

منتظریم همه به پیش

تو خاطرا موندنیه

 دقیقه ۹۶

 اینم یه کلیپ از روز بازی به جون دوتا بچه ام خودم  فیلم گرفتم فقط این بغل دستیم زیاد حرف میزنه صداش همش تو فیلمه

روز بازی

 

نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 22:30 توسط ّFERESHTEH| |

 

پيمان ابدي براي هميشه ابدي شد

به جرات میتونم بگم وقتی خبر رفتنشو شنیدم شوکه شدم ...اصلا انتظار نداشتم...پیمان هنوز جوون بود...هنوزحیف بود...

 

تشييع پيكر پيمان ابدي بدلكار سينما و تلويزيون

خیلی هم جوون بود...

خیلی هم حیف بود...

اصلا نمیتونم تصورشم کنم که رفته زیر خروارها خاک ... نمیتونم دیدن عکسشو رو حجله و رو دست مردم هضم کنم...وقتی عکسای تشییع جنازشو میدیدم نمیتونستم به خودم بقبولونم که اون پیمانه که رو دستای مردم داره میره...باورش سخته که اندفعه که خواستم برم قطعه ی هنرمندان و بخوام برم پیش خسرو شکیبایی باید به پیمان هم سربزنم...

تشييع پيكر پيمان ابدي بدلكار سينما و تلويزيون

مرگش واقعا وحشتناک بود...

انقدر خوبی داشت که کسی راضی به رفتنش نمیشد...نمیتونم خاطراتی که با اولین سال ورودش به ایران رو تواولین مصاحبه ی تلویزیونیش تو به خانه بر میگردیم ساختم فراموش کنم

از وقتی این وب و زدم واسه آدمای زیادی این جمله رو نوشتم قیصر امین پور- عمو خسرو- آیدین حالا هم نوبت پیمانه که بهش بگم

 

خداحــــــافظ پیمان

خداحـــــــافظ نازنین

 

تشييع پيكر پيمان ابدي بدلكار سينما و تلويزيون

حضور باران كوثري در تشييع پيكر پيمان ابدي بدلكار سينما و تلويزيون

          محمدرضا گلزار، رضا صفايي و مهدي ميامي در تشييع پيكر پيمان ابدي بدلكار سينما و تلويزيون 

پژمان بازغي در تشييع پيكر پيمان ابدي بدلكار سينما و تلويزيون

رضا كيانيان در تشييع پيكر پيمان ابدي بدلكار سينما و تلويزيون

به قول فرزاد حسنی

 

خـــــــــــــــــــــــــــــدایش بیامرزد

 

دوشنبه رفتم نمایشگاه کتاب دل همه ی اونایی که نرفتن بسوزه...بسی خوش گذشت...کلی هم به بار علمیمون افزوده شد...

چندتا کتاب خریدم که اسم ۲تاشونو خیلی خیلی دوست دارم

چـــــــــــــه مهربانانه دوستم نداری

پــــــــــــاهای من کفشــــــــــــهای تو

 

 

 

چه مهربانانه دوستم نداری

شاید اگردوستم داشتی نمیتوانستم برای تو بنویسم

همه ی بزرگ راه های عشق یک سویه است

واعتبارنوشتن های من

نخواستن های توست

باشد که دوستم نداشته باشی...

 

 

گویا یه خاطره ای از افشین امپراطور جنت مکان منتشر شده که جا داره بلند بگید (قربون جدش)

البته باتشکر از آبجی پارمیه کبیر

بوس هم مال پارمی بود کسی دست نمیزنه


اين داستان را در عمرم به هيچ‌كس نگفتم. سال 2002 توي كاليفرنيا منتظر گاس هيدينك عزيز بودم. قرار بود تيم كره را بياورد اردوي آمريكا. آماده‌سازي جام جهاني بود. بورا ميلوتينيويچ زنگ زد و رفتيم شام.

غذا و گپ مان تمام شد و خداحافظي كرديم. باران غريبي داشت مي‌باريد، آمدم طرف ماشينم. يك و ولوي خوشگل داشتم. ديدم توي اتوبان، دوتا ماشين، كورس وحشتناكي گذاشته‌اند. اتوبان هم گاردريل نداشت. سوار ماشينم شدم. داشتم موسيقي ايراني گوش مي‌كردم. آن زمان‌ها معمولا زياد موسيقي ايراني گوش نمي‌دادم. باران مي‌آمد و من حال عجيبي داشتم. توي حال خودم بودم و با سرعت 120 حركت مي‌كردم كه يكدفعه قيامت شد. يكي از همان ماشين‌هايي كه كورس گذاشته بود با سرعت 170 كيلومتر آمد و كوبيد به ماشينم. در چندصدم ثانيه، ديدم كه عمرم تمام شد. مرگ آمد. لحظه رهايي آمد. در چندصدم لحظه، تمام خاطرات كودكي‌ام از جلوي چشمم گذشت. همه‌چيز شفاف و روشن بود. لحظه غريبي بود تمام كردم. در چندصدم ثانيه، پيچيدم سمت راست جاده و اتومبيل روبه‌رو به جاي شاخ به شاخ، زد به در پشتي ماشين من و اتومبيلم چرخيد و چرخيد و دو بار واژگون شد و افتاد. محشري بود انگار زمان ايستاده بود. همه صحنه‌ها به‌صورت اسلوموشن و حركت آهسته به پيش مي‌رفت. در چندصدم ثانيه، صورت آن راننده را ديدم. حتي رنگ پيراهنش را هم ديدم. همه‌چيز را ديدم. زمان كاملا سيال بود. آرامش عجيبي داشتم. چه آرامش مرگ آلودي! هيچ دردي نداشتم. فكر مي‌كردم نشسته‌ام روي آب. ريلكس ريلكس بودم. لبريز از آرامشي ابدي. انگاري در هوا پرواز مي‌كردم.

وقتي چشمم باز شد انگاري از يك خواب هزارساله بيدار شده‌ام. دستگاه پخش ماشينم همچنان موسيقي آتشين ايراني را پخش مي‌كرد. غريب آشنا مي‌خواند. از دوستت‌دارم‌ها مي‌خواند. يك آن به خودم آمدم. دست زدم روي پايم ديدم هنوز حس دارد. دست زدم به صورتم ديدم همه‌چيز سرجايش است. دست زدم روي قلبم، ديدم هنوز ديوانه‌وار مي‌كوبد بر طبل زندگي. خودم را كامل چك كردم و از ماشين بيرون آمدم. فقط كمي زانوي شلوارم جر خورده بود. شوكه شده بودم. رها بودم. اتوبان تاريك بود. ظلمات بود. بي‌ماه و بي‌نور و بي‌انعكاس. نه چراغي، نه نوري، نه آدميزادي. به گمانم فقط خدا بود.
همه جا كوه بود و دره. كوه‌هايي كه عاشق دره بودند و دره‌هايي كه عاشق كوه. چه همزيستي غريب‌شبانه‌اي. آمدم بيرون. ديدم چرخ ماشينم لب پرتگاه است. اگر فقط چند سانتي‌متر آن طرف‌تر مي‌ايستاد پرت مي‌شدم به دره‌اي سياه و وحشتناك. حال ملكوتي غريبي داشتم. انگار اراده‌اي چرخ ماشينم را در لبه ميلي‌متري يك گودال عميق جهنمي نگه داشته. آن آهن پاره غول‌پيكر به مويي بند بود. به خدا به مويي بند بود و شايد سنگريزه مقدس كه مرا از مرگ برمي‌گرداند. من شروع كردم به راه رفتن. عين مجنون مثل قيس. مثل مردي كه دعاي مادرش او را از نيستي به هستي بازگردانده. صدمتر آن طرف‌تر، لاستيك چرخ ماشينم افتاده بود. يكدفعه بنزين اتومبيل به آتش كشيده شد. تنها بودم در ميان دره و دوزخ و كبودي آسمان بي‌ستاره. تنها بودم و مرگ را به‌چشم ديدم. خداوند زندگي جديدي به من داده بود. از آن زمان نگاهم به زندگي عوض شد و فهميدم هر روزي كه زندگي مي‌كنم هديه‌اي رنگارنگ از خداوند آسمان لايتناهي است. اين زندگي دوم من است. هر اتفاق فرخنده‌اي را كه در هستي‌ام رخ مي‌دهد ربط مي‌دهم به آن شب مرگ‌آلود. هر لحظه زندگي‌ام، كادويي است از لطيف آسمان‌ها و زمين‌ها. هر روز را و هر شب را، هنوز را و هميشه را انگاري مي‌پيچد در كاغذ كادويي زيباي پر از نسترن‌ها و نيلوفرها و به من هديه مي‌دهد. اين زندگي دوم من است.

كاش همه ما مي‌مرديم و زنده مي‌شديم. كاش.

صداقت سیری چند؟

پارسال تابستون وقتی حسین هدایتی یا همون آبراموویچ خودمون وارد هیئت مدیره پرسپولیس شد کلی خوشحال شدیم  که یه آدم مایه دار تمام مشکلاتمونو حل میکنه و ناجی پرسپولیسی میشه که به همه ی عالم و آدم بدهکاره!

اون روزایی که  تو فصل نقل و انتقالات آبراموویچ وطنی یک تنه جولان میداد و اول با برگردوندن امپراطور به پرسپولیس وخریدهای پر زرق و برق مثل مازیار- پترویچ- توره- علیرضامحمد-منصوری و... وبعدش هم با راضی کردن جادوگر و برگردوندنش به پرسپولیس حسابی گردو خاک می کرد حتی توی خوابم این روزای سیاه رو نمیدیدیم.....

کابوس این فصل با استارت پرفراز و نشیب پرسپولیس آغاز شد تا درنهایت امپراطور رفیق نیمه راه بشه و شبونه فرار کنه و پرسپولیس بمونه  و یه آینده ی مبهم و تاریک... پرسپولیس روی یه نوار سینوسی حرکات نوسانیش رو ادامه میداد ودرطول فصل هیچوقت چهره ی یه تیم مدعی رو به خودش نگرفت....

تغییرات مداوم و اعصاب خورد کن چه در سطح مدیریت و چه در سطح کادر فنی اجازه ی نفس کشیدن تو یه هوای آزاد رو از پرسپولیس گرفت. تیمی که توی یه فصل دو تا مدیرعامل و سه تا سرمربی عوض کنه!! نبایدم بالاتر از رتبه پنجم توی جدول وایسه...

بازی های آخر بهانه ی خوبی واسه کادر فنی و بازیکنا و مدیران تیم بود تا موفقیت پرسپولیس رو دایورت کنند روی جام حذفی و آسیا وافتضاحشون تو لیگ رو ماست مالی کنند اما آتش اختلافات درونی روز به روز شعله ور تر میشد و جنگ قدرت بین اعضای هیئت مدیره کمر پرسپولیس رو توی جام حذفی هم شکست تا فصل کابوس وار هواداران پرسپولیس با شکست در همدان و ناکامی در کسب  سهمیه آسیا به پایان برسه....

گرانترین پرسپولیس تاریخ  ناکام  موند تا همه یک بار دیگه به این جمله خوب فکر کنیم :

" پول خوشبختی نمیاره"

من و تو هوادار پرسپولیس این روزا بهتر از هرکس دیگه ای مفهوم این جمله رو درک میکنیم

اصلا یاد اون پرسپولیس بی پول چندسال پیش بخیر که با تمام بی پولیاش و بازیکنای متوسطش دوست داشتنی تر از این ستاره های پولکی بود

تیم سال 80 رو میگم همون تیمی که فقط حامد کاویانپور ستارش بود اما عشق و تعصب و غیرت توش موج میزد...

اصلا چرا راه دور بریم همین پارسال

یاد حاج حبیب بخیر که با اون صداقت بی مثالش بهمون یاد داد که پاکی و درستی شرط موفقیته نه اسکناس و دسته چک

 


صداقت.....

چه گوهر نایابی شده این روزا بین مدیران پرسپولیس این صداقت لامصب....

کاش هدایتی میتونست با اون همه پول یه جو صداقت واسه خودش و بقیه ی مدیرای پرسپولیس بخره.....

 

اینم دانلود۲تا آهنگ جدیداز مهدی مقدم عسیسم به اسم تنهایی و توکجایی؟

درضمن این بوسم مال مهدی بود کسی دست نمیزنه


تنهایی


توکجایی؟

پ ن:

به دلیل علاقه ی وافری که چندوقته به مهدی مقدم عسیسم پیداکردم

آهنگ وبم رو هم تغییردادم

 

نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 0:52 توسط ّFERESHTEH| |

 

 

امروز فیلم محیا رو دیدم شاید یه چیزایی رو یادم آورد...یه چیزایی رو دوباره بهم گوشزد کرد...خلاصه که بعد چندوقت از دیدن یه همچین فیلمی حس خوبی دارم...یه موقع هایی یه همچین یاد آوریهایی واسه آدما لازمه...مخصوصا واسه من بعد این همه اتفاقاتی که پشت سر گذاشتم...

یه موقع هایی من بعضی از این چیزارو یه علامت میدونم ؛ یه نشونه ؛  یه نشونه از طرف خدای خودم

 

راه کربلا بسته شده...این روزا دلم بیشتر از همیشه کربلا میخواد....

انگار وقتی راهش بازه امید آدم واسه رفتن به اونجا بیشتر میشه....

اما حالا که بسته اس....

هــــــــــــیچی....

 

 

ازتو چه پنهون آقا جون

دیگه امیدی ندارم

عمرم کفاف بده بیام

سررو ضریحت بذارم

حسرت به دل تو این دیار

زندگی سخت شده برام

چندوقته تو ی خلوتم

فقط حسین و کربلا

 

 

 بعدا نوشت:

 

الـــــــــــــــــــهی!

از من بگیر آنچه تو را از من میگیرد...

 

نوشته شده در سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 15:6 توسط ّFERESHTEH|

 

 

سامولیک دوستان...احوالات؟

آلبوم جدید بنیامین هم اومد.اصولا شرو ورای جالبی میخونه.به قول امپراطو تونـــــــــــع

تبـــــــــــلیغات فرهنگی:

یادتون نره اورجینالشو بخرید

 

 بنیامین

مثل گریه توی پاییز
مثل پاییز توی کوچه
مثل کوچه زیر بارون
مثل بارون روی شیشه
تو خود عشقی خود عشق

مثل اسمت رو ی قلبم
مثل هدیه توی دستم
مثل اون حالی که داشتم
وقتی هدیه رو میبستم
تو خود عشقی خود عشق



مثل مـــــــــــــــــاه
وقتی گریه اش میگیره
مثل گــــــــــــــــــل
وقتی از دست تو میره
مثل مـــــــــــــــن
که نمیای و میمیره
مثل تــــــــــــــــو
تو خود عشقی خود عشق

 

مثل لیلی توی پاییز

مثل مجنون زیر بارون

مثل بارون وقتی آروم

آروم آروم میشه عاشق

تو خود عشقی خود عشق

 

شكسپر:

اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
 ،اگربرگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول هم مال تو نبوده.

 



آدم خوش بین:

 اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
نگران نباش، بر می گردد...



آدم مشکوک:

 اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
 اگر برگشت، از او بپرس « چرا» ؟

 



آدم عجول:

اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
 اگر در مدت زمانی معین برنگشت، فراموشش کن....

 



آدم صبور:

 اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگر بر نگشت، منتظرش بمان تا برگردد...

 



آدم شوخ:

اگر اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
 اگر بر گشت و هنوز هم احساس میکنی دوستش داری، باز هم به حال خود رهایش کن، این کار را مرتب تکرار کن.

 



بیل گیتس:

 اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
 اگر بر گشت می‌توانی به خاطر هزینه دوباره نصب شدن محاکمه اش کنی، اما به او بگو که همچنان می تواند پیشرفت کند.

 



زیست شناس:

اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
 او، تکامل خواهد یافت.


آمارگر:

اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
 اگر دوستتان دارد احتمال برگشتش زیاد است و اگر دوستتان ندارد، احتمال ایجاد رابطه مجدد غیر ممکن است.

 



مامور بیمه:

اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
اگر بازگشت با او قرارداد ببند، ولی اگر بر نگشت، دنبالش کن و هرگز تسلیم نشو!

 



فیزیکدان:

 اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
 اگر بازگشت، به خاطر قانون جاذبه است ولی اگر باز نگشت، یا اصطحکاک بیشتر از انرژی بوده و یا زاویه برخورد دو شیء با زاویه صحیح هماهنگ نبوده است...

 



ریاضیدان:

 اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
 اگر بازگشت طبق قانون 2=1+1 عمل کرده و اگر بازنگشت.....

 




به سبک امروزی:

 اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
 اگر بازگشت، از آن تو خواهد بود و اگر بازنگشت، تعقیبش کن و یا به اداره مهاجرت گزارش بده که حضورش در کشور غیر قانونی است!!

 



طرفداران آرنولد:
اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
""حتماً بر مي گرده""

 

 

وکلا:
اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
بند 1-a از پاراگراف 13a-1 بند الحاقي دوم از
"" قانون آزادي ازدواج"" به طور صريح مي گويد که ...

 

 

فعال دفاع از حقوق حيوانات:
اگه عاشقه کسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
درواقع همه موجودات زنده حق دارن که آزاد باشن

 

 

 

فروشنده: اگه عاشقه كسي شدي،

 بهش نچسب، بزار بره...

اگه برگشت، قرارداد ببند، اگه برنگشت، چه خوب، "بعدي

 

 

باتشکر از صاحاب این موضوع بالا(آبجی پارمیه کبیر) که رسما ازخودش دزدیدم

 

خودت رفتی ولی عشقت نرفته

من عاشق تر شدم هفته به هفته

این روزا تیم ملیمون با وجود افشین امپراطور از همیشه عزیز تر شده ...

افشین با همون لحجه ی شیرین سال قبلش برگشته تو ۹۰ سوتی های قشنگی داد که مارو یاد سال اول ورودش به پرسپولیس انداخت

این متن پایینم از عمق وجود  محمد اومده بیرون

 


قبل از هرچیز در راستای قهرمانی استفراغ ذکر چند نکته ضروریه :
1-آدم تو لیگ سیزدهم بشه ولی با تبانی و تفاضل گل قهرمان نشه
2-آدم از الغارفه 5 تا بخوره ولی بین 4تیم چهارم نشه
3-آدم تو جدول زیر آلومینیوم اراک باشه ولی زیر ننه صلال( ام صلال) نباشه
4-آدم پنالتی زن تیمش استاد اسدی باشه ولی آرش برهانی(معروف به آرش تیر دروازه) نباشه

۵-آدم به نونهالان شموشک ببازه ولی به مس رفسنجان نبازه
در اینجا جا داره یادی هم از امیرقلعه نویی معروف به گروهبان قندلی بکنیم که به تازگی به تالار افتخارات استفراغ(رفتن به دسته سه . شیش تایی شدن تو دربی . سیزدهم شدن تو لیگ . چهارم شدن بین چهار تیم و....)حذف از جام حذفی توسط مس رفسنجان رو هم اضافه کرده
بعد از حماسه جاودان امیرخان در برنامه نود دوسال پیش که ماحصل اون برنامه کلمات تاریخی "کل و یوم"(منظور امیرخان کلهم بود)) و "روزفیفا دی" (خود fifa dayیعنی روز فیفا اما امیرخان میگفت روز فیفا دی)بود در برنامه هفته پیش 90 شاهد شاهکار جدید گروهبان قندلی بودیم. اینبار امیرخان استعداد منحصربفردش در عرصه ریاضیات و محاسبات رو به رخ کشید و با بیان این مطلب که اگر ننه صلال با الجزیره مساوی کنند ما و الاتحاد صعود میکنیم!! نشون داد آی کیوش کوچیکتر مساویه جلبگه

هرچند که عادل همون موقع بهش یاداوری کرد که برای صعود ازهر گروه ای اف سی به تفاضل گل نگاه نمیکنه بلکه به بازی رو در رو نگاه میکنه و در راستای اینکه تیم ایشون به ننه صلال باخته بنابراین تیم شیش تایی پایتخت فقط میتونه قرآنو نگه داره که ننه صلال و الاتحاد از زیرش رد بشن برن مرحله بعد



 

واما پرسپولیس......
پرسپولیس هم یکبار دیگه سوراخ نصف جهان رو گشادتر کرد و در روزی که اگه اون بارون وحشتناک تو تهرون نمیومد 100هزارنفر میومدند استادیومبا شوت 30متری مازیار قایقران(معروف به مازیه تاج سوراخ کن)

ببخشید من یه پارازیت داشتم وسط حرفای محمد:

 بوس مال مازی بوده کسی دست نمیزنه

داغ گل دقیقه نود و شیش سپهرو واسه سپاهانیا تازه کردو پرسپولیس راهی مرحله بعد جام حذفی شد
به امید قهرمانی ارتش سرخ آسیا در جام حذفی

 

ارتش افشـــــــــــــــین


مطلب آخر هم در مورد افشین امپراطوره که تو نظر سنجی برنامه نود با 91% رای مثبت یه تو دهنی محکم به دایی و خداداد و مایلی کهن و سایر ارازل و اوباش زد تا بدونن محبوبیت و مقبولیت یعنی چی....
راستش بعد از باخت به عربستان من خودم هیچ امیدی به صعود تیم ملی به جام جهانی نداشتم با اومدن مایلی کهن هم روحیه ی مردم تغییری نکرد و حتی بدترم شد اما با اومدن امپراطور انگار همه چیز از اول شروع شد و حالا همه به موفقیت تیم ملی امیدوار شدیم و یه جورایی دل همه روشنه که میریم جام جهانی....

جام جهانی آماده جام جهانی آماده ارتش افشین می آید



خب تموم شدمیتونید برید

به قول امپراطور:

ازخودتون نگهداری کنید

نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 18:45 توسط ّFERESHTEH| |

 

 

دختری شاید شجاعت کرده بود

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیدر آن حوالی دور مردی عادت کرده بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیمردی به دیدن٬شجاعت کرده بوداز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیدر آن حوالی دورتر اما دختری نشسته بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیبه خیال آن مرد٬کمی دلبسته بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیکمی که نه٬ کمی بیشتر تر از کمی از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیدختری به آن نگاه دل بسته بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیدر آن حوالی دور مردی نشسته بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیفقط نگاه میکرد شاید که خسته بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیدختری به آمدن مردی حکایت کرده بوداز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشینمیدانست که مرد خیانت کرده بوداز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیخیانت که نه٬ کمی انصاف نیست از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیدر آن حوالی دور مردی جسارت کرده بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیهر چه بود دختری شکایت کرده بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیبا چشمان مرد کمی سیاحت کرده بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیدر آن حوالی دور مردی نگاه کرد ه بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیدلم نیست بگویم مردی گناه کرده بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیگناه مرد همین سه حرفی صاف و ساده بوداز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیکه چشم دیده بود و کلامی نگفته بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیدختری خیالِ مرد را بافته بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیمرد اما بی خیال٬ او را باخته بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیدر آن حوالی دور این تقدیر بوداز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیخدا را شاید کمی تقصیر بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیدرآن حوالی دور صداقت کرده بود از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیدختری شاید شجاعت کرده بود
از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیمردی اما عادت کرده بوداز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیتنها به دیدن ٬ کفایت کرده بود !از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

 

 

کنـــــــفرانس مطبوعاتیه امپراطور عزیزم هم برگزار شد.

اینم عکساش

الـــــــــهی درد و بلاش بخوره تو سر قلعه نویی

 

719

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیاز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیاز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

440855_orig

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیاز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیاز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

717

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیاز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیاز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

10_8802051235_L600

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیاز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیاز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

ااااای جان (دلم واسه خنده هاش تنگ شده بود)

6_8802051235_L600

از آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیاز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشیاز آسمون گذشتم تا تو پرنده باشی...هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

2_8802051235_L600

 

 

 

اس اسیها بازهم حماسه آفریدند .بازهم نو آوری بازهم شکوفایی

(فقط حیف که سال نو آوری وشکوفایی تموم شد)

 

نوشته شده در یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 21:54 توسط ّFERESHTEH| |

 

 افشین اومد از یه راه دور

 

بعد از ظهر که شنیدم باز برگشتی خواب خواب بودم وقتی  خبر برگشتنتو شنیدم حس کردم هنوزم خوابم.

وقتی که رفتی فکر کردم واسه همیشه رفتیو  دیگه برنمیگردی آخه تو این مملکت انقدر درحقت نامردی کردن و از پشت بهت خنجر زدن که فکرشم نمیکردم یه روزی بخوای دوباره برگردی.

آخه تو این مملکت گنده تر از توهاش هستن که  لابی های قدرتمند دارن ...

خودشون هم گفته بودن ...

گفته بودن که هرکس لابیش قوی تر باشه سرمربی میشه...

یادته اون روزی که با همه ی بچه های پرسپولیس خداحافظی کردی و میخواستی بیای رو این نیمکت ....

اما نذاشتن آخه لابیشون قوی تر بود...

ولی لابیه تو واقعا با خدا بود ...

اون نیمکت اون پست حق تو بود ...

فقطم برازنده ی تو بود....

برازنده ی  خود خود خودت...

افشین امپراطور....چشم حسوداشم کور

الان همه مصاحبه هایی که ازت دانلود کردم و  دارم میبینم ....

دارم مردان پرسپولیس رو میبینم ...

دارم به حرفات فکر میکنم...

چقدر حرفات نغزه....

چقدر پرمعنیه.....

بهترم بودیم ...بدترم بودیم...اما الان که میخوایم  تو رو ببینیم خوب خوبیم

بهمون گفتی وقتی چیز خوبی واسه گفتن  نداریم نباید بگیم  فدراسیون ما هم  هیچ چیز خوبی واسه گفتن  نداشت اما گفت انقدر گفت تا داد همه در اومد  انقدر که همه ایران ازتیم ملیشون متنفر شدن انقدر که وقتی جلوی عربستان تو آزادی باختیم تماشاگرامون بلند شدن و واسه عربستان کف زدن

وبه خاطر همین بود که بی غیرتی متهم شدن

اما شاید اگه اونجوری اعتراضمونو نشون نمیدادیم هنوز همونایی که لابیشون قوی تر بود رو این نیمکت نشسته بودن ....

نیمکتی که حق توبود....

از الان دارم آینده رو میبینم؛ آزادی رو میبینم؛ آزادی که پر تماشاگره ؛ آزادی ای که تماشاگراش دارن امپراطور و تشویق میکنن ؛ تماشاگرا ؛ همونایی که به بی غیرتی متهم شده بودن وایسادن و دارن به تیم ملی کشورشون افتخار میکنن و واسه سرمربیه کشورشون کف میزنن

افشین امپراطور

آزادی  پیـــــــــــر تو از این به بعد شاهد یه تیم ملی دیگه ای هستی

از ش لذت ببر

امــــــــــــــــــــپراطور من

تو آسمون نوشته تو قهرمانی

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 22:45 توسط ّFERESHTEH| |


Design By : Night Skin